بسم الله الرحمن الرحیم
اهل سنت می گوید:
آیات فراوانی دال بر افضلیت جناب ابوبکرنسبت به سایر صحابی رسول امین در قرآن مجید آمده است ، با این اوصاف شیعه این آیات را قبول ندارد و در صدد رد آن بر می آید.
تعصب شیعه به حدیست که روشنترین آیات در مدح جناب ابوبکر را منکر می شود و آن آیات را در شان علی می داند.
با اینکه فضل جناب علی قابل انکار نیست .اما میبایست تعصب را کنار گذاشت و بر مبنای قرآن حکیم با دلیل صحبت کرد نه اینکه بدون هیچ دلیل و منطقی سخن را نشنیده گرفت وآنرا رد کرد.
ایات بسیار فراوانی در قرآن کریم مبنی بر فضیلت جناب ابوبکر آمده است.
یکی از آیات دندانشکن قرآن در مدح جناب ابوبکر که هیچ جای بحثی در آن نیست و قاطبه مفسران و آنرا قبول دارند ،آیه هفدهم تا بیست و یکم سوره لیل است. درباره این آیات اجماع مسلمین بر آن است که در شان جناب ابوبکر نازل شده است
در قرآن مجید سوره اللیل آمده است:
<< و َ سَیٌجنَبٌها الاتقی* الذی یٌوتی مالَه یَتَزَکی*وَ ما لاحدٍ من نعمةٍ تجزی*الا ابتغاءَ وجه ربه الاعلی*ولسوف یرضی>>
ترجمه:
و دور میگردد از آتش دوزخ با تقوی ترین مردم*آنکس که اموال خود را برای تزکیه و در راه رضای خدا انفاق میکند* و احدی بر او حق نعمت ندارد*جز رضای خدای بزرگ خویش* و از نعمت های بهشتی بهره مند می گردد*
شیعه می گوید:
همانگونه که در تفاسیر برادران اهل سنت آمده است این آیه شان نزول دیگری هم دارد .
مفسرینی همچون قرطبی، آلوسی و ... شان نزول آیه را مربوط به داستان ابوالدحداح می دانند.پس اینکه برادران بسیار عزیز اهل سنت در شان نزول این آیه شریفه ادعای اجماع مسلمین نموده اند از عدم مطالعه ایشان ناشی می گردد.
لازم است قبل از هر چیز به تفسیر دانشمند بزرگ اهل سنت-قرطبی- مراجعه کرده و داستان شان نزول این آیه شریفه را از زبان ایشان بشنویم.
در تفسیر قرطبی جلد دهم صفحه 7810درباره آیه فوق، شان نزول را از زبان ابن عباس اینگونه بیان میکند:
در میان مسلمانان ،مرد ثروتمندی در همسایگی مرد فقیرو عیالمندی زندگی میکرد.
شاخه ی یکی از درختان خرمای مرد ثروتمند در بالای خانه ی مرد عیالمند بود .مرد ثروتمند وقتی می خواست خرماهای درختش را بچیند گاهی چند دانه خرما در حیاط خانه مرد عیالمند می افتاد و کودکان مرد عیالمند آنرا برمی داشتند.
آن مرد از نخل پائین می آمدو خرماها را از کودکان پس میگرفت حتی اگر یگی از کودکان خرما را در دهان می گذاشت ، آن مرد ثروتمند بزور خرما را از دهان کودک پس میگرفت.
مرد فقیر گله همسایه اش را نزد رسول اکرم بازگو کرد. رسول اکرم صاحب نخل را خواسته و به او فرمودند:
<< این درخت که شاخه هایش به خانه فلانی آمده، آیا به من میدهی تا در عوض نخلی در بهشت بتو بدهم؟>>
مرد گفت:
حاضر به چنین معامله ای نیستم.
شخصی از یاران رسول اکرم که ابوالدحداح نام داشت و این منظره را مشاهده می کرد عرضه داشت :
یا رسول الله ! اگر من درخت خرمای او را بخرم و به شما بدهم آیا شما به من نخلی در بهشت میدهید؟
رسول الله فرمودند : آری
بالاخره ابوالدحداح به هر زحمتی بود برای رضای حضرت حق و خشنودی رسول اکرم ،درخت خرمای آن مرد ثروتمند را در عوض چهل درخت خرمای دیگر خریداری نمودو و سپس آنرا محضر رسول اکرم تقدیم نمود.
اینجا بود که آیات فوق نازل گردید و گفتنی ها را گفت.
شیعیان شان نزول فوق را پذیرفته اند اما در باره سخنان جناب امام فخر رازی گفته هائی دارند که بیان می شود.
سخنان مفسر بزرگ اهل سنت امام فخر رازی :
امام فخر رازی مفسر شهیر اهل سنت در تفسیر کبیرش مجلد سی و یکم صفحه دویست و چهار می نویسد:
(( مفسران اهل سنت عموما بر این عقیده اند که منظور از « أتقی » در « سیجنبها الاتقی» ابو بکر است ولی شیعه عموما این حدیث را انکار می کنند و می گویند در حق علی بن ابطالب نازل شده است))
سپس می افزاید:
(( اتفاق نظر امت اسلامی بر این است که برترین مردم بعد از رسول اکرم یا ابوبکر بوده و یا علی . ولی این آیه را نمی توان بر علی تطبیق داد . زیرا قرآن درباره این فرد اتقی می گوید: هیچ کس نزد او حق نعمتی ندارد که پاداش داده شود .
اما این صفت بر علی مطابقت ندارد چرا که پیامبر اکرم بر او حق نعمت داشت.
اما پیامیر نه تنها بر ابوبکر حق نعمت نداشت!! بلکه جناب ابوبکر به رسول خدا حق نعمت داشت!! پس در نتیجه ابوبکر افضل امت است)).
نقد سخنان جناب فخر رازی
با توجه به اینکه جناب فخر رازی در تفسیر کبیرش گاهی اوقات مطالبی را بیان می کند که از قیل و قال مبرا نیست اماشیعه لازم میداند مطالبی کوتاه گفته شود تا امر به برادران اهل سنت مشتبه نگردد.
اول:جناب فخر رازی !
بسیاری از مفسران و بزرگان شیعه درباره شان نزول آیات سوره لیل همان داستان ابوالدحداح را را ذکر کرده اند و اینکه گفته شوداتفاق شیعه بر این است که آیه درباره امیر مومنان علی علیه السلام نازل شده است ، درست نخواهد بود.همانگونه که مفسر بزرگ شیعه علامه طباطبائی در« المیزان فی تفسیر القرآن» آیات فوق را مربوط به داستان ابوالدحداح دانسته اند.(المیزان ج بیستم، صفحه 441) گرچه در همین کتاب روایتی مبنی بر اینکه آیات سوره لیل درباره رسول اکرم و امیر مومنان نازل شده است وجود دارد .
اما ظاهر این است که این روایات جنبه شان نزول نداشته و از باب تطبیق بر مصادیق روشن است که رسول اکرم و امیر مومنان علی علیه السلام از بارزترین مصادیق این آیات هستند
پس شیعه با توجه به اینکه روایات متعددی که در درست دارد که می تواند علی علیه السلام را بر این آیات تطبیق دهد اما شیوه تعصب در پیش نگرفته و با توجه به فزون بودن روایات درباره شان نزول درباره ابو الدحداح، این قول را پذیرفته است
دوم:آیات بسیار روشن و واضح دیگری در قرآن کریم وجود دارد که قاطبه دانشمندان اهل سنت آنرا در شان مولی الموالی علی علیه السلام دانسته و درباره آن هیچ گفتگوئی ندارند، پس شایسته نخواهد بود شیعه هم شیوه برخی را در پیش بگیرد.
سوم:آیات سوره لیل نشان می دهد که این آیات در یک داستان دو قطبی نازل شده است..یک قطب داستان مربوط است به «اتقی» و قطب دیگر آن مربوط است به «اشقی».
اگر شان نزول این آیات را داستان ابوالدحداح بدانیم دیگر مشکلی برای اشقی باقی نخواهد ماند چرا که اتقی ابوالدحداخ و اشقی همان مرد ثروتمد می شود اما اگر شان نزول این آیه را درباره جناب ابی بکر بدانیم ( با توجه به اینکه برادران اهل سنت نمی گویند به چه خاطر و به استناد به کدام داستان این آیه درباره جناب ابی بکر «رضی الله عنه» نازل شده است) با این فرض مشکل اشقی باقی خواهد ماند !!
چهارم: باز اگر بخواهیم شان نزول آیات سوره لیل را درباره حضرت علی بدانیم مسئله حل خواهد شد چرا که قطب اتقی امیر مومنان بوده و قطب اشقی ( بنا بر حدیث رسول اکرم از طرق متعدد از اهل سنت ) عبد الرحمن بن ملجم مرادی خواهد بود. با این اوصاف شیعه درباره آیات سوره لیل همان شان نزول ابو الدحداح را پذیرفته است.
پنجم: جناب فخر رازی !
آنگونه که شما تصور کرده اید اتقی به معنای با تقوی ترین نمی باشد.
اگر نظریات شما را مبنی بر « اتقی به معنای با تقوی ترین » بدانیم مشکلات عدیده ای پیش خواهد آمد برخی از آن مختصر ذکر می گردد:
الف:به دلبل وجود قرینه در آیه که اشقی در مقابل اتقی قرار گرفته است ،بدون شک اشقی به معنای بد ترین مردم نیست،بلکه منظور کفاری می باشد که از انفاق و انجام اعمال خیر بخل می ورزیدند
ب:اگر اتقی را به معنای با تقوی ترین ترجمه کنیم این اشکال پیش خواهد آمد که قرآن حتی ابوبکر را بر رسول اکرم از لحاظ تقوی مقدم دانسته است و چنین تاویلی با دیگر آیات صریح قرآن که درباره رسول اکرم نازل شده است،مطابقت نخواهد داشت
ج: جهنم فقط مخصوص یک عده (یا بهتر بگوئیم یک نفر) خاصی نیست
برای دیدن بحث نحوی آیه شریفه اینجا را کلیک کنید
ششم:همه ما انسانها در طول زندگیمان بارها مورد الطاف دوستان و آشنایان قرار گرفته ایم.به ضیافت ایشان رفته ایم و هدایای ایشان را پذیرفته ایم .این اتفاقات برای هر فردی روی کره زمین حداقل یکبار پیش آمده است.
جناب ابو بکر «رضی الله عنه» هم از این قاعده مستثنی نبوده اند.
آیا قطعا می شود قبول کرد که ایشان در طول مدت عمر شریفشان نه به ضیافت کسی رفت ، نه هدیه ای را پذیرفت و نه هیچ خدمت مادی دیگری را ؟؟
آیا این مطلب قابل باور خواهد بود؟؟
دز نتیجه منظور از آیه « وما لاحد عنده من نعمة تجزی» این نیست که هیچ کس بر آنها حق نعمت ندارد( آنگونه که برادران اهل سنت ترجمه می کنند) چرا اگر چونان باشد جناب ابی بکر بر رسول خدا مقدم شده و این نیز بر اساس اعتقاد هر مسلمانی باطل می باشد. بلکه منظور در آیه شریفه این است که : انفاق کردن آنها به خاطر حق نعمت نیست بلکه انفاق کردن ایشان فقط جهت رضای حضرت حق می باشد و شاهد این عرض شیعه آیه ی بعدیست که می فرماید:
« الا ابتغاءَ وجه ربه الاعلی» که تعبیر « ربه الاعلی » نشان می دهد که این انفاق با معرفت کامل صورت گرفته و هرگونه نیتهای انحرافی را نفی می کند.
در پایان بحث لازم می دانم سخنان آلوسی یکی از بزرگ دانشمندان اهل سنت را نسبت به سخنان امام فخر رازی در تفسیر کبیر بیان نمایم.
آلوسی در تفسیر معروفش به نام روح المعانی مجلد سی ام صفحه صدوپنجاه و سوم می نویسد:
« و استدل بذلک الامام علی انه ( ابابکر)افضل الامه و ذکر أن آلایات ما یأبی قول الشیعه انها فی «علیٍ» و أطال الکلام فی ذلک و آتی بما لا یخلو عن قیل و قال»
ترجمه:
فخر رازی به ابن آیه استدلال کرده که ابوبکر افضل امت است و اضافه کرده که در آیات ، قرآئنی است که با قول شیعه موافق نمی باشد... و فخررازی در اینجا سخن را طولانی کرده است و مطالبی گفته که خالی از اشکال نمی باشد.
والسلام علی من اتبع الهدی